تبليغاتX
زیست شناسی تبريز

استئوژنز ایمپرفکتا (Osteogenesis Imperfecta)

OI یک بیماری ژنتیکی است که بصورت استخوانهای ترد و شکننده ای که به آسانی می شکنند بروز پیدا می کند. این بیماری همچنین تحت عنوان " بیماری استخوان شکننده " نیز شناخته می شود. شخص با این بیماری متولد می شود و در طول زندگی خود به آن مبتلا می باشد.

 مبتلایان به این بیماری اغلب دارای عضلات ضعیف ، فقدان شنوایی ، خستگی ، سستی مفاصل ، استخوانهای خمیده ، انحناء نخاع ، آبی شدن کره چشم ، دندانهای شکننده و کوتاه قدی می باشند.



OIدر اثر یک اشتباه ( جهش ژنی ) در ژنی که مسوول تولید کلاژن در استخوانها و سایر بافتها می باشد رخ می دهد. این بیماری در اثر کمی کلسیم یا سوء تغذیه ایجاد نمی شود.
انواع مختلف OI از لحاظ شدت بیماری از شکل کشنده تا خوش خیم با علایم ناچیز وجود دارند. OI را در پزشکی بصورت 8 نوع مختلف رده بندی می کنند.

شخصی که دارای OI از نوع MILD می باشد ممکن است شکنندگی خیلی کمی داشته باشد ، در حالیکه کسی که OI از نوع SEVERE دارد ممکن است صدها شکنندگی را در طول زندگی خود تجربه کند.



تعداد آمریکایی هایی که گمان می رود به بین بیماری مبتلا باشند بین 25000 تا 50000 می باشند.

 بیشتر موارد در اثر جهش غالب ژن کلاژن تیپ 1 (COL1A1 or COL1A2) ایجاد می شوند. انواع دیگر در اثر جهشهایی در ژن تولید کننده پروتئین متصل به کلاژن (CRTAP ) یا ژن LEPRE1 رخ می دهند.

 احتمال وقوع OI در جنس نر و ماده  و همچنین در تمام گروههای نژادی برابر می باشد. تقریبا 35% کودکانی که با این بیماری به دنیا می آیند هیچ سابقه خانوادگی از OI ندارند.

منبع:زیست شناسی نو

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: شنبه بیستم مهر 1387 | موضوع: بیماری ها | ساعت: 7:46 بعد از ظهر |

غده تيروئيد دو هورمون مرتبط به هم توليد مي کند که تيروکسين (T4) و تري يدو تيرونين (T3) نام دارند. اين هورمونها نقش بسيار مهمي در تمايز سلولها در طي مراحل تکاملي بدن بازي مي کنند و همچنين به حفظ هومئوستاز ترموژنيک و متابوليک در بدن افراد بالغ کمک مي نمايند. هورمونهاي تيروئيدي از طريق گيرنده هاي هورموني واقع در هسته سلولها موجب تنظيم نحوه بيان ژنها مي شوند. اختلالات غده تيروئيد عمدتاً ناشي از روندهاي خود ايمني است که يا سبب تحريک تيروئيد و توليد بيش از حد هورمونهاي تيروئيد مي شوند (تيروتوکسيکوز) و يا با تخريب ساختمان غده تيروئيد منجر به کاهش توليد هورمونهاي آن مي گردند (هيپوتيروئيدي) علاوه بر اينها، روندهاي نئوپلاستيک غده تيروئيد مي توانند سبب بروز ندولهاي خوش خيم و انواع گوناگوني از کانسرهاي تيروئيد شوند.
مواد و روش بررسي ://اين مطالعه به صورت گذشته نگر در بيماران مراجعه کننده به درمانگاه بيماري هاي غدد و متابوليسم در مرکز آموزشي – درماني بيمارستان سينا انجام گرفته است.در اين مطالعه ابتدا پرونده هاي کليه بيماراني که بنابه علائم باليني و يافته هاي آزمايشگاهي بيماري گريوز (شايعترين علت هيپرتيروئيدي) تشخيص داده شده اند مرور گرديد، و از بين آنها به تعداد صد بيمار که معيار کافي براي تشخيص بيماري گريوز داشتند، مشخص شد. براي جمع آوري اطلاعات باليني و آزمايشگاهي بيماران گريوز فرمي تهيه شد و کليه يافته ها براي هر بيمار به صورت مجزا استخراج و در آن فرم ثبت شد. سپس اطلاعات مربوط به علائم باليني، يافته هاي آزمايشگاهي، سن، جنس، نوع درمان داده شده و جواب به درمان گرفته شده، ميزان عود و ... بررسي و داده هاي حاصل با استفاده از برنامه آماري SPSS تحت آناليز قرار گرفت.
در اين مطالعه انواع درمانهاي گريوز، علائم باليني، تشخيص بيماري، اختلالات غلظت T3، T4، TSH و T3RU با محاسبه درصد فراواني گريوز در دو جنس مذکر و مؤنث و نيز حدود سني بيماران مشخص شده که هر کدام از آنها مورد بحث قرار خواهد گرفت.همچنين در مطالعه حاضر، داروهاي متداول ضد تيروئيدي و درصد پاسخ به اين داروها و همچنين درصد افرادي که I131 دريافت نموده اند و پاسخ به آن مورد ارزيابي قرار گرفت و زمان مورد نياز جهت يوتيروئيد شدن و درصد عود با داروهاي ضد تيروئيدي و I131، از جمله اهداف اين بررسي بود. يوتيروئيد شدن بيمار نيز بر پايه از بين رفتن علائم باليني و نرمال شدن يافته هاي آزمايشگاهي قرار گرفته است.در بررسي انجام شده در مورد بيماران مبتلا به گريوز مراجعه کننده به درمانگاه غدد و متبوليسم بيمارستان سينا از تعداد کل بيماران پذيرفته شده، صد پرونده حاوي اطلاعات کامل جدا شد که از اين تعداد بيمار، 27% مذکر و 73% مؤنث بودند. ميانگين سني بيماران 44/36 با انحراف معيار 34/16 محاسبه شد که به تفکيک در افراد مذکر 92/40 با انحراف معيار 82/20 و در افراد مؤنث 78/34 با انحراف معيار 56/14 سال بودند. محدوده سني افراد بين 7 تا 77 سال بود.73 نفر از بيماران متاهل و 27 نفر مجرد بودند.71% از مراجعه کنندگان از اهالي تبريز و 29% از شهرهاي اطراف تبريز بودند.365 بيماران نيز بزرگي قابل لمس و قابل مشاهده تيروئيد داشتند.هيچ يک از موارد سابقه عمل جراحي تيروئيد را نداشتند و تنها به يک مورد پيشنهاد تيروئيدکتومي داده شده بود. از لحاظ آزمايشگاهي، تشخيص بيماري گريوز بر پايه کاهش TSH و افزايش T3 و T4 سرم در ميان بيماران بوده است. در بيماران گريوز، حداقل و حداکثر غلظت سرمي TSH 01/0 و 6/2 بود که ميانگين آن به صورت 1/0 محاسبه شده است..... حداقل و حداکثر T3RU 23 و 63 درصد بود که ميانگين آن به صورت 5/1 ± 41 محاسبه شده است. همه بيماران مورد آزمايش قرارگرفته به مدت 4 ± 20 ماه تحت درمان با متي مازول قرار گرفتند که دوز شروع کننده mg 10 ± 20 و دوز نگهدارنده mg 5/2 ± 5/7، بعد از يوتيروئيد شدن بود. معيار يوتيروئيد شدن، بهبود علائم باليني و طبيعي شدن T4 و T3 در نظر گرفته شد. مدت زمان يوتيروئيد شدن نيز به طور متوسط 10 ± 30 روز بود. پس از اينکه به طور متوسط بيماران حدود 4 سال (بين 2 تا 6 سال) پيگيري شدند نتايجي باارزش بدست آمد. در بين بيماراني که بصورت بلند مدت پيگيري شدند، حدود 4/60% افراد دچار عود شدند و حدود 6/39% بيماريشان پسرفت کرد.
در ميان افراد مذکر 9/71% دچار عود شدند و در حدود 1/29% از بيماران بيماري پسرفت پيدا کرد.در ميان افراد مؤنث 3/64% دچار عود شدند و حدود 7/35%، بيماري پسرفت کرد.در بين بيماران از تيروئيدکتومي به عنوان خط اول درمان حتي پس از عود بيماري استفاده نشده است. فقط به يک نفر از بيماران توصيه به تيروئيدکتومي ساب توتال گرديده است.حدود 20 نفر از بيماران به دنبال شکست داروئي تحت يدتراپي با I131 قرار گرفتند. متوسط شروع يد با دوز mic 6 ± 14 بود.16 نفر با اولين پالس به درمان جواب مثبت دادند، سه نفر با دو پالس و يک نفر با سه پالس به درمان پاسخ دادند.از ميان 20 نفر بيماري که تحت يدتراپي قرار گرفتند، حدود 5 نفر دچار هيپوتيروئيدي شدند.
بحث و نتيجه گيري//در بررسي هاي انجام شده بر روي پرونده هاي بيماران مبتلا به گريوز تعداد صد پرونده کامل و حاوي اطلاعات کافي در درمانگاه غدد و متابوليسم بيمارستان سينا جدا شد که از اين تعداد، 27 نفر مذکر و 73 نفر مؤنث بودند که زنان 7/2 برابر مردان را تشکيل مي دادند. ابتلاي افراد مؤنث به گريوز در تمامي منابع بيشتر از افراد مذکر ذکر شده است، ولي نسبت ابتلا در جمعيتهاي مختلف متفاوتند، در هاريسون شيوع گريوز در مردان زنان ذکر شده است.ميانگين سني بيماران گريوز 34/16 ± 44/36 محاسبه شد. در منابع مختلف ميزان بروز گريوز بيشتر در افراد 50 – 30 ساله گزارش شده است، گرچه در افراد پير نيز اتفاق مي افتد. بنا به بررسي انجام شده 17 نفر از بيماران بالاي 50 سال داشتند و 17 نفر از مبتلايان زير 20 سال بودند.تحقيقات در ايران نشان داده است که نسبت ابتلاي بيماران مؤنث به مذکر با افزايش سن کاهش مي يابد (دکتر فريدون عزيزي). اين اختلال به ندرت قبل از سن بلوغ شروع مي شود. 73% بيماران متأهل و 29% مجرد بودند که تعداد افراد متأهل بيشتر از مجرد مي باشد.از لحاظ منطقه جغرافيائي 71% از مراجعه کنندگان از اهالي تبريز و 29% از اهالي اطراف تبريز بودند. شهرهاي شمالي و شمال غرب آذربايجان از جمله مرند و آذر شهر بيشترين ميزان شيوع گريوز را داشتند.در بررسي هاي انجام گرفته در کشور چين ديده شده است با وجود اينکه شيوع بيماري گريوز در مردان کم است، ولي شيوع خانوادگي در بستگان درجه يک آنان نسبت به شيوع خانوادگي در بستگان درجه يک افراد مؤنث، بيشتر است. در اين بررسي ميزان ارثي بودن گريوز حدود 70% برآورد شده است. در تحقيق ما نيز حدود 36% مراجعين سابقه فاميلي مثبت داشتند که نسبت به 70% رقم کمي است؛ که شايد به علت ناقص بودن اطلاعات پرونده ها در مورد سابقه فاميلي باشد.76 نفر از بيماران بزرگي قابل لمس و قابل مشاهده تيروئيد را داشتند.در بيماري گريوز، غده تيروئيد معمولاً به صورت منتشر و يکنواخت بزرگ مي شود و حجم آن به دو تا سه برابر اندازه طبيعيش مي رسد. در منابع مختلف ميزان دقيق شيوع گواتر همراه با گريوز ذکر نشده است.از صد بيمار مورد بررسي در بيمارستان سينا اکثراً از درمانهاي داروئي به عنوان درمان بيماري گريوز استفاده شده بود. با وجود بالا بودن ميزان عود در اين روش، به نظر مي رسد درمان داروئي يک روش ارجح از نظر پزشکان و بيماران مي باشد. در مقايسه با ساير کشورهاي ميزان استفاده از داروهاي آنتي تيروئيد در ايران بيشتر شبيه به کشورهاي اروپائي است؛ اما در آمريکا ميزان استفاده از داروهاي آنتي تيروئيدي در سال 1986، 50% بوده که در سال 1987 به 31% کاهش يافته است.ميزان استفاده از يد راديواکتيو بعنوان خط اول درمان در مبتلايان به گريوز در کشورهاي اروپائي 22% است که در آمريکا طي سال 1986 در حدود 44% بود و در سال 1987 به 69% افزايش يافته است.در بررسي ما نيز حدود 20% بيماران از يد راديواکتيو براي درمان گريوز، به صورت درمان پس از عود بيماري به دنبال استفاده از داروهاي آنتي تيروئيد بهره برده اند.ميزان استفاده از درمان جراحي نيز در کشورهاي اروپائي در سال 1986 در حد 1% بوده که در همين زمان در آمريکا 6% بيماران با جراحي بهبود يافتند. ميزان استفاده از روش جراحي در سال 1987 در آمريکا به صفر رسيد.در تبريز نيز در طي بررسي انجام شده در بيمارستان سينا، براي صد بيمار، هيچ پزشکي از جراحي ساب توتال تيروئيد به عنوان خط اول درمان استفاده نکرده است و فقط به يک بيمار پيشنهاد جراحي داده شده است که به دنبال عدم پاسخ به درمان پس از استفاده از ساير روشها بوده است.
از صد بيمار تحت درمان با داروهاي آنتي تيروئيد 4/60% عود داشتيم.از 20 بيمار تحت يد تراپي با يد راديواکتيو تنها يک مورد دچار عود شد. نتيجه گرفته مي شود که ميزان عود در استفاده از داروهاي آنتي تيروئيد بيشتر از ساير روشها است.طبق نتايج بررسي در ساير کشورها نيز ميزان عود به دنبال استفاده از کاربي مازول در طي 20 سال پس از توقف درمان بيش از 75% بوده است، در صورتيکه پس از استفاده از يد راديواکتيو حدود 20% عود ديده شده است و پس از تيروئيدکتومي ساب توتال نيز کمتر از 10% بيماران مبتلا به گريوز دچار عود شده اند.بيماران پس از درمان مدتي در حال پسرفت باقي مي مانند و با گذشت زمان دچار عود مي شوند بطوريکه پس از گذشت 6 سال از توقف درمان، ميزان پسرفت در تحقيقي از کشورهاي اروپايي از 100% به 60% کاهش يافته است.در بررسي اخير ما نيز در طي 4 سال پيگيري بيماران گريوز بعد از درمان حدود 4/60% بيماران عود را تجربه کردند.
براي مقايسه نتايج تحقيقات در مورد درمان درازمدت بيماري گريوز توسط داروهاي آنتي تيروئيد در کشورهاي مختلف مطالعات زيادي انجام گرفته است.به طور مثال: در سال 1980 در انگلستان از 65 بيمار که به مدت يکسال پيگيري شده بودند، 83% عود وجود داشت و در سال 1986 در همين کشور از بين 433 بيمار که 10 سال پيگيري شدند، 61% عود ديده شد. در همين سال در هنگ کنگ از 51 بيمار گريوز که 2/2 سال پيگيري شدند 52% عود کردند.در سال 1983 در فرانسه از ميان 72 بيمار گريوز که به مدت 5/1 سال پيگيري شدند، 49% عود کردند. به همين ترتيب در ژاپن نيز طي سال 1966 از 47 بيمار گريوز که 2 سال پيگيري شدند 49% عود کردند.در تحقيقي از ايرلند در سال 1980 از بين 272 مورد بيمار مبتلا به گريوز که 5 سال پيگيري شدند، 56% دچار عود شدند، همين بيماران با پيگيري 10 ساله ميزان عودشان به 62% رسيد. در ايران نيز طي سال 1990 از 80 بيمار پيگيري شده به مدت 4 سال، 50% عود ديده شده است، که طبق تحقيقات اخير در ايران از 546 بيمار که طي 6/4 سال پيگيري شدند عود به 9/63% رسيده است که اين آمار بسيار نزديک به آماري است که در تحقيق ما در بيمارستان سينا بدست آمده است (4/60%).بررسي هاي انجام شده توسط دکتر عزيزي در ايران در سالهاي گذشته نشان داده است که سن بيماران و غلظت هورمونهاي تيروئيد و نيز عود پرکاري تيروئيد در سالهاي اخير در ايران افزايش يافته است و اين بيانگر اين فرضيه است که افزايش دريافت يد در طي سالهاي اخير ممکن است سبب بالا رفتن عود هيپرتيروئيدي شود.بررسي انجام شده در بيمارستان سيناي تبريز نيز ميزان عود در مبتلايان به گريوز را نسبت به سالهاي گذشته بيشتر نشان داد.طبق نتايج بدست آمده، درصد کمتري از افراد مذکر نسبت به افراد مونث در پايان دوره درمان در Remission قرار داشتند که اين مسئله با تحقيقات آقاي دکتر عزيزي در ايران همخواني دارد. با تاکيد بر اين مورد که با افزايش سن ميزان عود در بيماران مؤنث به مذکر کاهش مي يابد.با توجه به آزمايشات بيماران، ارتباط معني دار معکوس بين مقدار T4 اوليه با فاصله زماني عود بيماري بعد از قطع درمان وجود دارد. همچنين بيمارانيکه در انتهاي درمان، T3 بالاتري داشتند، مدت کوتاهتري يوتيروئيد باقي ماندند.به طور کلي عوامل موثر در ميزان عود بيماري گريوز شامل فاکتورهائي مانند T3 سرم، اندازه گواتر، جنس مذکر، استفاده از رژيم غذايي غني از يد مي باشند.
پيشنهادات
با توجه به اينکه در بيماريهاي تيروئيدي خود ايمن، هر دو نوع آنتي بادي مهار کننده و تحريک کننده رسپتور TSH ممکن است وجود داشته باشد، در نتيجه با غلبه هر يک از اين آنتي بادي ها عملکرد تيروئيد بين هيپوتيروئيدي و هيپرتيروئيدي تغيير خواهد کرد، بنابراين تغيير حالت هيپوتيروئيدي به گريوز در اين بيماران بايد مد نظر بوده و با انجام تستهاي تيروئيدي در فواصل معيني تشخيص داده شود.با توجه به بروز فاميلي بيماري هاي خود ايمن، فاميل درجه يک بيمار بايد از لحاظ وجود بيماري هاي خود ايمني بررسي شود.توصيه مي شود در بيماران مبتلا به طپش قلب، کاهش وزن و گواتر با انجام تستهاي مناسب تيروتوکسيکوز را رد کنيم.از آنجائيکه بيماري گريوز، پرکاري تيروئيد از نوع خود ايمن مي باشد و دلايل فراواني از جمله حضور اتوآنتي بادي هاي ضد رسپتور TSH عامل پرکاري تيروئيد مي باشد، پيدا کردن روش مناسب در سنجش اين اتوآنتي بادي ها مي تواند در تشخيص دقيق، پيش بيني عود و احتمال ابتلاي نوزادان متولد شده از مادران مبتلا به گريوز مفيد واقع شود.با توجه به شباهت علائم بيماريهاي تيروئيد با عوارض ناشي از افزايش سن در افراد مسن، تشخيص بيماري هاي تيروئيد در اين افراد بعضاً مشکل مي باشد. چنانچه طبق بررسي ها از 3% بيماران با اختلال آزمايشگاهي حاکي از هيپرتيروئيدي اکثر افراد علائم پرکاري تيروئيد را نداشتند و تشخيص بيماري به تنهايي و فقط با توجه علائم باليني بسيار مشکل است، بنابراين بايد توجه جدي تر به اختلال عملکرد تيروئيد در ميان افراد مسن جامعه داشته و علاوه بر بالين، آزمايشات غربالگري را نيز انجام داد.در درمان گريوز مي توان از نحوه پاسخ به درمان در بيماران مبتلاي درجه يک فاميل استفاده کرده و از روشي که مبتلايان فاميل به آن پاسخ مثبت درماني داده اند، استفاده کرد.از آنجا که درمان هيپرتيروئيدي با يد راديواکتيو، سبب وخيم تر شدن درگيري چشمي در درصد کمي از بيماران بويژه سيگاريها مي شود، توصيه مي شود در بيماران با درگيري چشمي به خصوص سيگاري از يد درماني به عنوان درمان خط اول استفاده نشود.
منبع:سايت ماكزيمم تكنيك

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: دوشنبه پانزدهم مهر 1387 | موضوع: بیماری ها | ساعت: 11:45 قبل از ظهر |

ميكوريزا نتيجه برقراري همزيستي بين قارچ و گياه است. اين واژه مركب از دوواژه يوناني (mykes=mushroom + rhiza=root ) مي باشد. ميكوريزا نوعي همزيستي متقابل مفيد است كه بين اندامهاي جذب كننده گياهان (معمولا ريشه) و ريسه هاي قارچهاي خاصي ايجاد مي گردد. در حالت كلي هر دو جزء همزيست شونده از اين همزيستي سود مي برند. با اينحال همزيستي مي تواند از حالت متقابل مفيد به اشكال ديگر از جمله شكل انگلي تبديل شود كه وقوع چنين وضعيتي به گونه گياه و قارچ درگير، سن ميكوريزا ونوع ميكوريزا بستگي دارد. به عنوان مثال در ميكوريزاي اركيد، قارچ ميكوريزايي، اركيد را به يك گياه دهنده donor متصل مي كند كه منبع كربن را براي قارچ و گياه تامين مي نمايد. كاركرد همزيستي اين است كه منبع كافي كربوهيدرات براي قارچ همزيست فراهم شود. در مقابل ايجاد همزيستي فوايد متعددي را براي گياه در گير در پي دارد كه شامل بهبود تغذيه و جذب آب، جذب كربن اضافي، افزايش ظرفيت انتقال فر آورده هاي فتوسنتزي، افزايش توليد فيتوهورمونها، بهبود مقاومت در مقابل عوامل بيماريزا و تحمل در برابر فلزات سنگين است. در غياب ميكوريزا بسياري از گياهان خشكي از محدوديت منابع رنج مي برند و با كاهش رشد مواجه مي گردند. از طرف ديگر مجموعه هاي ميكوريزايي از اجزاء بسيار مهم تاثير گذار بر روي ساختار و عملكرد اكوسيستمها مي باشند.
بيش از 2500 گونه مختلف گياهي با قارچها همزيست مي شوند كه مجموعه وسيعي از گياهان از گياهان ابتدايي غير آوندي فاقد دانه تا گياهان بسيار پيشرفته را شامل مي شود. تنها تعداد كمي از خانواده هاي گياهي فاقد همزيستي ميكوريزايي اند كه به عنوان نمونه مي توان از خانواده هاي Brassicaceae,Cyperaceae,Proteaceae نام برد. علاوه بر ريشه كه اندام اصلي گياهان در همزيستي ميكوريزايي است ساختارهاي زير زميني در گياهاني كه ريشه تشكيل نمي دهند نظير گامتوفيت هاي بريوفيتها و پتريدوفيتها و همينطور اسپوروفيت پتريدوفيتها نيز درگير همزيستي ميكوريزايي مي شود.
قارچهاي همزيست شونده شامل اعضاي سه شاخه مهم در سلسله قارچها هستند كه عبارتند از:Zygomycota,Ascomycota,Basidiomycota . همزيستي هاي ميكوريزايي در دامنه وسيعي از اكوسيستمها و اجتماعات گياهي نظير wetlands ، بيابانها، جنگلهاي خزان كننده، جنگلهاي باراني حاره اي پست، اجتماعات گياهي عرضهاي جغرافيايي بالا و ارتفاعات بالا، سيستمهاي آبي، اجتماعات اپي فيتي و... موجود مي باشند و تنها قطب است كه فاقد گياهان ميكوريزايي است. ميكوريزا از قدمتي ديرين برخوردار است و برخي از گياهان قديمي فسيل شواهدي از ميكوريزا را ارائه مي دهند. قدمت ميكوريزا ي نخستين به حدود 400 ميليون سال پيش مربوط مي شود. اين زمان، زمان گذار از آب به خشكي است و تصور مي شود كه شريك قارچي نقشي كليدي در كمك رساني به گياهان در كلون كردن اكوسيستم خشكي ايفاء نموده است.

منبع:وبلاگ گياه پزشكان دانشگاه تبريز

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: جمعه پنجم مهر 1387 | موضوع: گياه شناسي | ساعت: 3:37 بعد از ظهر |

ویروس عامل بیماری هاری یکی از وحشتناک ترین بیماری ها در بین انسانها و از کشنده ترین بیماری ها در میان حیوانات است. این بیماری از قدمت زیادی برخوردار است ، بطوریکه 2300 سال قبل از میلاد حضرت مسیح علیه السلام در مصر و یونان باستان وجود داشته و ارسطو هم از آن مطلع بوده است.

بیماری هاری در بین بیماری های عفونی از کشنده ترین هاست. در سال 1885 پیش از شناخت ماهیت دقیق ویروس عامل بیماری ، لوئی پاستور بر ضد این بیماری واکسن تهیه نمود که سرآغاز تحقیقات وسیعی در مورد این بیماری گشت.

باید دانست که این ویروس می تواند همه حیوانات خونگرم را مبتلا نماید و در اکثر موارد هم این ابتلا به مرگ حیوان می انجامد. در برخی منابع در تعریف هاری آمده است که هاری ، یک آنسفالومیلیت حاد ویروسی است که اصولاً گوشتخواران و خفاشها را درگیر می کند اگرچه امکان ابتلای هر پستانداری وجود دارد.

هاری سگ ها در آفریقا ، آسیا ، آمریکای لاتین و خاورمیانه به وضوح دیده می شود. در آمریکای شمالی و اروپا هاری سگ ها محدود به حیات وحش است. تا سالها راسوها در آمریکا بیشترین چهره هاری را نشان می دادند ولی از سال 1990 به بعد راکون ها گوی سبقت را از راسوها ربودند و رکورد بیشترین تعداد حیوانات هار در ایالات متحده را به خود اختصاص دادند.

در اروپا ، هاری در روباه های قرمز غالب است. باید دانست که خفاشهای خون آشام یک مخزن مهم در مکزیک ، آمریکای مرکزی و جنوبی و نیز منبع شیوع هاری در گاو به شمار می روند. لازم به ذکر است که استرالیا ، نیوزلند ، انگلستان ، ایرلند ، کشورهای اسکاندیناوی، ژاپن ، تایوان و برخی جزایر کوچک نظیر هاوایی عاری از این بیماری هستند.

انتقال عمدتاً از راه تماس بزاق مملو از ویروس با بافت ها و معمولاً بوسیله گازگرفتن یک حیوان هار رخ می دهد. البته گاهی هم از راه تماس بزاق با زخم های تازه ، عفونت منتقل می گردد. بزاق حیوان در زمان ظهور علائم بالینی عفونت زا است ولی با این حال ممکن است که سگ و گربه ویروس را به مدت چند روز قبل از ظهور علائم بالینی دفع کنند. جالب است بدانید که انتشار ویروس در مورد راسوها تا 8 روز قبل از شروع علائم بالینی هم گزارش شده است.

انتقال از راه آئروسل چندان مطرح نیست مگر در شرایط بسیار خاص که هوا به شدت از ذرات معلق مملو باشد که این قطرات یا ذرات معلق ویروس را حمل کنند که این مسئله اکثراً در شرایط طبیعی رخ نمی دهد.

انتقال هاری از گربه به گربه شناخته شده نیست و حتی ویروس مخصوص ایجاد هاری در گربه نیز شناسایی نشده است. گربه ها عموماً هاری را از سایر حیوانات می گیرند.

دستورالعمل سازمان جهانی بهداشت برای کنترل هاری :

1 -  راحت کردن (اتانازی) حیواناتی که علائم بالینی دارند و نیز حیواناتی که مورد گازگرفتگی توسط حیوان مشکوک به هاری قرار گرفته اند.

2 -  قرنطینه نمودن و کنترل عبور و مرور سگ ها و وضع قوانین خاص در این زمینه برای به حداقل رساندن تماس بین سگ های مستعد ابتلا به هاری

3 -  واکسیناسیون منظم توله ها با مراجعه به دکتر دامپزشک

4 -  کنترل سگ های ولگرد

5 -  شناسنامه دار کردن سگ ها

با سگ یا گربه ای که مورد گاز گرفتگی قرار گرفته چه باید کرد؟

بهتر است اگر حیوان واکسن دریافت نکرده و در مواجهه با هاری قرار گرفته است به شیوه مرگ با شفقت (اتانازی) راحت شود.

گاهی برخی از صاحبان حیوانات خانگی اجازه اینکار را نمی دهند ، گرچه دامپزشکان به هیچ وجه چنین عملی را توصیه نمی کنند ولی در صورت عدم رضایت صاحب حیوان ، باید سگ یا گربه مورد گزش قرار گرفته را در قرنطینه و به مدت 6 ماه زیر نظر داشت. در ماه پنجم حیوان را واکسینه نموده و در پایان ماه ششم در صورت عدم بروز علائم هاری می توان حیوان را از قرنطینه آزاد نمود.

اگر حیوان مورد گزش قرار گرفته قبلاً واکسن زده است باید بلافاصله دوباره واکسینه شود و تا 45 روز تحت نظر باشد.

منبع:نشریه الکترونیکی حکیم مهر

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: دوشنبه یکم مهر 1387 | موضوع: بیماری ها | ساعت: 5:29 بعد از ظهر |
محققان اعلام کردند که انرژی‌ها و مـیـدان‌هـای الکترونیکی و مغناطیسی دسـت سـاز بشر بر روی گونه های مختلف زیستی ‌تاثیر منفی و مخرب دارند.‌ بر اساس مطالعات جدید تلفن‌های همراه، سیستم‌های وای-فای، خطوط انرژی الکتریکی و ‌کلیه منابع الکتریکی مشابه می توانند طبیعت را با اختلال رو به رو کـرده و بـاعـث بـی خانمان شدن بسیاری از گونه های ‌جانوران مانند زنبورها و پرنده ها شده و در نهایت منجر به مرگ آنها شوند.‌
دکتر الریک وارنک که به مدت 30 سال بر روی تاثیر تکنولوژی بـر روی محیـط زیست مطالعه کرده است، در توضیح تحقیقات ‌خود ، اعلام کرد: حجم بی سابقه ای از مغناطیس مـصـنــوعــی، مـیــدان‌هــای الـکـتــریکـی و الکترومغناطیسی در سرتاسر ‌سیستم اطلاعاتی طبیعت گسترده شده است که مـی تـوانـد عـامـل اصـلـی نـاپدید شدن زنبورها در اروپا و آمریکا و ‌همچنین کاهش تعداد گنجشک ها در انگلستان و ایجاد اختلال در مهاجرت پرندگان باشد.‌ به گفته وارنک، میدان‌های مغناطیسی و الکتریکی طبیعی تاثیر مهمی در تکامل گونه های زیستی داشته و جانوران با ‌تطبیق خود با این عوامل، زمان را برای انواع فعالیت‌های خود در طول روز تعیین کرده و قادر به تشخیص شرایط جوی ‌خواهند بود.‌ اما در حال حاضر، تکنولوژی دست ساز بشر فرستنده هایی را خلق کرده است که اساسا میدان‌های ‌الکترومغناطیس طبیعی و نیروهای موجود در زمین را تغییر می دهد. در این شرایط جانورانی که از نیروهای طبیعی برای ‌جهت یابی و تعیین موقعیت استفاده می کنند در مقابله با این نیروهای مصنوعی غیرقابل تغییر، گیج شده و مسیر خود ‌را گم می کنند.‌ این تحقیقات نشان می دهد، زنبورهایی که در معرض تابش میدان‌های الکتریکی خطوط ‌انرژی و یا امواج تلفن همراه قرار می گیرند، یکدیگر را از بین برده و توانایی بازگشت به زیستگاه خود را از دست خواهند ‌داد.‌ همچنین محققان اعلام کردند، تعداد پرندگانی مانند گنجشک در حوالی این دکل ها کاهش یافته و شکل دسته های ‌پرنده های مهاجر با نزدیک شدن به این دکل ها از هم پاشیده شده و پرندگان از مسیر اصلی خود منحرف می شوند.‌
پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: جمعه بیست و نهم شهریور 1387 | موضوع: اطلاعات عمومی | ساعت: 0:26 قبل از ظهر |

انیمیشن یک

انیمیشن دو

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 | موضوع: انیمیشن | ساعت: 6:14 بعد از ظهر |
  ويتامين ها وموادمعدني :
هرچند درضمن فرايند حرارتي ، پاره اي از ويتامين هاي موجود درشير كاهش مي يابند ، اما بعضي از اين تركيبات به وسيله باكتري هاي ماست درضمن فرايند توليد ، به مقدار قابل توجهي ساخته مي شوند . محققان زيادي ادعا كرده اند كه رابطه اي مستقيمي بين مصرف ماست وافزايش طول عمر وجود دارد . ازآن جمله طول عمر قبايل ساكن دربلغارستان را به مصرف زياد ماست مرتبط دانسته اند .

پروفسور مچينكوف معتقد بود كه درآينده نقش درماني باكتري هاي لاكتيك ( باكتري هاي موجود درماست ) كشف خواهد شد وارزش اين امر كم تر از اكتشاف پني سيلين دردرمان عفونت نيست .

باكتري هاي ماست قادربه تحمل شرايط اسيدي داخل دستگاه گوارش انسان مي باشند ، بنابراين اين باكتري ها درحفظ باكتري هاي مطلوب دستگاه گوارش بسيار مفيد هستند . باكتري هاي ماست قادرند بخشي ازتركيبات مضري را كه به وسيله ي ديگر باكتري هادردستگاه گوارش توليد مي شوند ، خنثي نمايند . اين امر درارتقاي سلامتي انسان نقش مهمي را دارا مي باشد .

درزير به چند نكته مهم ديگر درخصوص ويژگي هاي اختصاصي ماست اشاره مي شود :

1- هضم ماست آسان تر از شير است .

2- ماست با تقويت باكتري هاي مفيد ساكن روده ، باعث افزايش سلامت دستگاه گوارش مي شود .
ماست با خنثي سازي برخي تركيبات مضر صفراوي ، از تحريك جدار روده ها كاسته واحتمال بروز تومور روده را كاهش مي دهد .

كلسيم موجود درماست نيز مانع رشد بي رويه ي سلول هاي پوششي روده ي بزرگ مي شود . يك بررسي نشان داده است افرادي كه كلسيم بيش تري مصرف مي كنند وبروزسرطان روده درآن ها كم تر است .
مطالعه ديگري نشان داده كه متوسط ورودي 1200 ميلي گرم كلسيم در روز به بدن ، باعث كاهش چشم گير شيوع و بروز سرطان روده بزرگ مي شود
.

3- ماست با ايجاد شرايط مناسب بيولوژيكي ، باعث جذب بهتر برخي مواد غذايي مي گردد كه از جمله آن ها مي توان به افزايش جذب كلسيم وويتامين هاي گروه B اشاره نمود.

4- اسيدموجود درماست به برگشت حالت عادي روده ها پس از عفونت ها كمك مي نمايد
.
ماست مي تواند درپيش گيري از بروزعفونت ها وبيماري هاي گوارشي ناشي از ويروس ها وحساسيت هاي غذايي مفيد باشد
.

5- بررسي ها نشان داده ، كه ماست دركمك به درمان اسهال كودكان مفيد بوده است
.

6- متخصصان درهنگام مصرف آنتي بيوتيك ها ، مصرف ماست را توصيه مي نمايند زيرا اغلب آنتي بيوتيك ها باعث نابودي باكتري هاي مفيد دستگاه گوارش شده ومتعاقبا باعث اختلال دركار دستگاه گوارش مي شوند .

بررسي ها نشان داده كه نابودي باكتري هاي مفيد دستگاه گوارش خود نيز مي تواند باعث بروز اسهال هاي متوسط تا شديد شود. ماست مي تواند به برگشت شرايط طبيعي روده ها كمك نمايد . توصيه شده درهنگامي كه قراراست بيمار بيش از 2هفته آنتي بيوتيك مصرف نمايد ، حداقل 250 ميلي ليتر ماست را دررژيم غذايي روزانه خود قراردهد .

7- ماست باعث كاهش عفونت هاي ناشي از قارچ ها دردستگاه تناسلي زنان مي شود
.
تحقيقات نشان داده ، مصرف روزانه ي 250 ميلي ليتر ماست حاوي باكتري هاي زنده ، باعث كاهش تعداد قارچ ها ومخمرهاي بيماري زا دردستگاه تناسلي زنان شده وشيوع عفونت ناشي از اين ارگانيزم ها را كاهش مي دهد
.

8- ماست منبعي غني از كلسيم است
.
250 ميلي ليتر ماست داراي 450 ميلي گرم كلسيم مي باشد . اين مقدار مي تواند نصف نياز كودكان و40 -30 درصد نيازكلسيم بزرگ سالان را برطرف كند . بايد درنظرداشت كه حضور باكتري هاي زنده درماست ، باعث افزايش جذب كلسيم دربدن مي شود . بررسي ها نشان داده است كه مقدار جذب كلسيم از 250 ميلي ليتر ماست درمقايسه باهمين مقدار شير بيش تراست
.

9- ماست منبع بسيار خوبي براي جذب پروتئين است
.
درهر250 ميلي ليتر ماست تقريبا 14- 10 گرم پروتئين موجود مي باشد ، كه تقريبا برابر با 20 درصد نيازروزانه است . هم چنين عمليات تخمير باكتريهاي ماست باعث سهولت تسهيل جذب پروتئين ها مي شود . به اين دليل پروتئين هاي ماست را پروتئين هاي پيش هضم شده (predigested) مي نامند
.

10- ماست وكاهش كلسترول

تحقيقات نشان داده كه ماست مي تواند باعث كاهش كلسترول خون شود . اين ممكن است به علت تأثير فعاليت باكتري هاي زنده وسهولت متابوليسم كلسترول باشد . زيرا ماست مي تواند اتصال هايي را با اسيدهاي صفراوي ايجاد كند .(اسيدهاي صفراوي درساخت كلسترول نقش دارند
.)

11- ماست ورشد كودكان

دركودكاني كه دچاربيماري سوء جذب هستند ، ماست به جذب دوتركيب مهم غذايي پروتئين ها ومواد معدني كمك مي كند . اسيد لاكتيك موجود درماست باعث سهولت جذب وهضم اين تركيبات مغذي مي شود
.

12- محققان توصيه مي‌كنند كه براي كاهش وزن بايد مصرف ماست در رژيم غذايي گنجانده شود
.
بسياري از افرادي كه براي لاغر شدن رژيم غذايي دارند، فرآورده‌هاي لبني را از فهرست مواد غذايي حذف مي‌كنند اين در حاليست كه محققان دريافتند ماست در واقع توانايي بدن را براي سوزاندن چربي‌ها تقويت كرده و حفظ عضلات در وضعيت مناسب را تسهيل مي‌كنند.

افرادي كه در رژيم غذايي خود ماست كم چربي را مي‌گنجانند، بيشتر از افرادي كه صرفا دريافت كالري خود را كم مي‌كنند، كاهش وزن دارند.

همچنين افرادي كه ماست مي‌خورند در مقايسه با افراد ديگر"22" درصد بيشتر وزن، "61" درصد بيشتر چربي بدن و "81" درصد بيشتر چربي شكم را در طي "12" هفته كم مي‌كنند.

در اين تحقيق افراد چاق سالم شركت داشتند كه به دو گروه تقسيم شدند. هر دو گروه از رژيم غذايي كم كالري استفاده كردند كه "500" كالري كمتر از ميزان معمول دريافت كالري بود.

يك گروه تقريبا "1100" ميليگرم كلسيم در روز شامل 3 وعده ماست كم چرب مصرف مي‌كرد و گروه ديگر در حدود "500" ميليگرم كلسيم مصرف مي‌كرد كه اين ميزان كم، خاص رژيم غذايي آمريكايي است.

پس از گذشت "12" هفته، ميزان متوسط كاهش وزن در گروهي كه ماست كم چرب استفاده مي‌كرد "6" كيلوگرم بود. افراد اين گروه در حفظ حجم عضلات در وضعيت مناسب دو برابر بيش از گروه ديگر موفق بودند

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: جمعه یکم شهریور 1387 | موضوع: تغذیه وسلامتی | ساعت: 3:20 بعد از ظهر |

نام باکتری:استافیلوکوکوس اورئوس(Staphylococcus.aureus)

این باکتری گرم مثبت،خوشه ای،بی هوازی اختیاری،کاتالاز مثبت است . آنزیم کاتالاز آب اکسیژنه را به آب و اکسیژن تجزیه می کند.میکروفلور پوست است که در پوست بویژه پوست دست،پا،مو ولابه لای انگشتان دست به صورت طبیعی زندگی می کند و در صورتی که زخم یا دمل چرکی در پوست دیده شود عفونی میشود.ماده ی غذایی که دارای 106 باکتری در هر گرم باشد باعث مسمومیت غذایی می شود .این کلنی سیاه رنگ با هاله ی رسوبی کدر است و نام محیط باکتری برد پارکر می باشد.

 

نام باکتری:باسیلوس سرئوس

این باکتری گرم مثبت،هوازی]میله ای و به دلیل اسپور دار بودن نسبت به حرارت های بالا حتی در حد جوش مقاوم است.میکروفلور خاک به حساب می آید.عامل مسمومیت ماده ی غذایی است همراه با تهوع یا اسهال.برای ایجاد مسمومیت 105 باکتری در هر گرم ماده غذایی مورد نیاز است.برای جداسازی این باکتری از مواد غذایی محیط کشت مانیتول یولک پلی میکسین آگار(MYP) و روش کشت سطحی استفاده میشود.این کلنی سفید یا بی رنگ همراه با هاله ی رسوبی است

 

نام کپک:ریزوپوسRhizopus))

این کپک یک فیکومیست است و رشد سریعی دارد.پرگنه های آن در ابتدا صاف،طلایی شکل و سفیدند و بعد به صورت پشمی،به رنگ خاکستری همراه با نقاط سیاه رنگ ظاهر میشوند.این کپک فاقد دیواره ی عرضی است و تولید اسپورانژیوسپور می کند.گونه ی مهم این جنس عبارتند از:Rhizopus stolonifer(nigricans) که به کپک نان هم معروف است.مشخصه ی آن در هنگام مشاهده ی میکروسکوپی ریزوئیدهایش است.

 

نمونه ی میکروسکوپی

 

    

 

نمونه در پلیت

 

 

 

 

نام کپک:پنی سیلیومPenicillium))

این کپک دارای دیواره ی عرضی است و تولید کنیدی می کند که به رنگ سبز است و پرگنه های این کپک مخملی و به رنگ سبز یا سبز متمایل به آبی است و در محیط های کشت کهنه خاکستری رنگ میشود.نام رنگ مورد استفاده لاکتوفنل کاتن بلو است. گونه های مهم این جنس عبارتند از:Penicillium

expansum 2-P.italicum 3-Pcamemberti 4-P.roquforti

 

نمونه ی میکروسکوپی

 

 

نمونه در پلیت

 

 

 نام:مخمر

قارچ های تک سلولی هستند.بعضی از آنها عامل فساد مواد غذایی اند (همچون آب میوه ها،شربت ها،عسل و ملاس،ژله و گوشت) از باکتری ها بزرگترند.دو نوع میشوند:حقیقی و دروغین.اکثرا مزوفیل اند.قدرت سازش زیادی نسبت به تغییر شرایط محیط دارند و خود را با شرایط محیط تطابق میدهند.

 

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387 | موضوع: میکروبیولوژی | ساعت: 3:15 بعد از ظهر |

یکی از اهداف استفاده از مواد نگهدارنده توقف رشد میکروارگانیسم ها از طریق مداخله یا مزاحمت در غشای سلولی،مکانیسم ژنتیکی و واکنش های آنزیمی میکرو ارگانیسم هااست.

مواد نگهدارنده دو دسته اند:معدنی و آلی

*مواد نگهدارنده ی معدنی:

نمک طعام((Nacl):به چهار طریق اثر ضد میکروبی خود را نشان میدهد.

1-آب موجود در ماده ی غذایی را به صورت غیر فعال در می آورد و باعث کاهش aw میشود.

2- باعث افزایش فشار اسمزی و نتیجتاً موجب پلاسمولیز سلول میکروبی می گردد.

3- موجب مهار آنزیم های پروتئولیتیک میکروارگانیسم ها میشود.

4- یونیزه میشود و تولید یون کلر می کند که دارای اثر ضد میکروبی است.

هیپوکلریت سدیم و یا کلسیم:تولید اسید هیپوکلرو میکنند که یک اکسید کننده ی قوی است و اثر ضد میکروبی آن به خاطر اکسیداسیون یا کلرینه شدن مستقیم پروتئین سلول میکروبی است.

نیتریت و نیترات:معمولا به گوشت و فرآورده های گوشتی اضافه میشوند و اثر ضد میکروبی آن بیشتر روی باکتری های بی هوازی مثل کلستریدیوم است.

مواد قلیایی:نظیر سود یا هیدروکسید سدیم که برای تمیز کردن بطری های شیر و ماشین های شیردوش استفاده میشوند.اثر ضد میکربی به خاطر آزاد کردن یون OH- است.

سولفیت و SO2:معمولاًبه میوه ها و آب میوه ها اضافه میشود و در جلوگیری از رشد کپکها،باکتریها ومخمرها مؤثرند.

فلزات:اثر ضد میکروبی ؟آن به خاطر ترکیب مستقیم با پروتوین سلول میکروبی است.

هالوژن ها:بعنوان مثال کلر برای ضد عفونی کردن آب و کاغذهای آغشته به ید برای پوشاندن میوه هااستفاده میشوند.اثر ضد میکروبی به خاطر اکسیداسیون با پروتئین سلول میکروبی است.

پراکسیدها:نظیر پراسید هیدروژن یا آب اکسیژنه که دارای اثر ضد میکروبی است.در واقع آب اکسیژنه به آب و اکسیژن نوزاد تبدیل میشود و اکسیژن نوزاد به غشای سلول میکروبی حمله میکند.

گازها:مثلاً دی اکسید کربن و ازت میتوانند ایجاد شرایط بی هوازی کنند و از رشد میکروارگانیسم های هوازی جلوگیری کنند

*مواد نگهدارنده ی آلی:

اسیدهای آلی و نمک های آنها:مثلاً اسیدسیتریک که به نوشابه ها،مرباها و شربت ها اضافه میشود.

اسید لاکتیک و اسید استیک به محلول مورد استفاده برای ترشی ها اضافه میشود.پروپیونات سدیم وکلسیم مه به نان و کیک اضافه میشود.بنزوات سدیم که به بعضی از مواذ غذایی مانند رب اضافه میشود.

الکل:باعث انعقاد پروتئین سلول میکروبی میشود .

قند و شکر:قندها مانند ساکارز و گلوکز اثر نگهدارندگی دارند و باعث کاهش فعالیت آب در محیط و یا ماده ی غذایی میشوند.قند ها به شربت ها،آب نباتها و شیرهای تغلیظ شده اضافه میشوند.

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 | موضوع: تغذیه وسلامتی | ساعت: 5:8 بعد از ظهر |

نام کپک:آسپرژیلوس(Aspergillus)

این کپک جزء کپکهای ناقص است و گونه های آن در طبیعت پراکنده هستند.گونه های این جنس قادرند در غلظت های بالای قند و نمک رشد کنند.پرگنه های این کپک صاف،کرکدار و به رنگهای مختلف است.دارای دیواره ی عرضی است.تولید کنیدی می کند و کنیدی های آن به رنگهای سبز،قهوه ای و سیاه است.گونه های مهم این جنس عبارتند از:Aspergillus oryzae 2-A.flavus 3-A.repens-1

 

نمونه در پلیت

 

 

 نمونه ی میکروسکوپی

 

پيوند | نويسنده: سلیمان محبی | تاريخ: سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 | موضوع: میکروبیولوژی | ساعت: 4:57 بعد از ظهر |
تمام حقوق اين وبلاگ متعلّق است به زیست شناسی تبريز هر گونه كپي برداري بدون ذكر منبع، ممنوع مي باشد